تبليغاتX
آنقدر از یاد رفتم که شاعر شدم
کنار مشتی خاک در دور دست خودم، تنها،نشسته ام.

مثل یک دیوانه

 جنگل را زیر پا  گذاشتم

تورا می جویم ...

 در لحظه تنهایی

توی جنگل ایستاده ام و

تکیه زده ام به درخت

خیلی وقته مانده ام

چشم انتظار دیدنت

لحظه سختیه اما

نه به سختی ان لحظه که میا یی

خیلی وقته که حالا

من ماندم و این دفتر شعر

خط به خط شرح فراق و ....

پایان خودم !

رضا حاتمی

۸۸/۰۷/۱۴   ۰۰:۰۰

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7:36  توسط رضا حاتمی | 

بعد از رفتن تو

هر روز عصر

 دست خود را میگیرم

و میروم تا بیابانی

که وقتی رفتی از ان رد شدی

به بیابان که  میرسم

به خود نگاه میکنم

و فکر میکنم

تا ببینم دوری تو

 چه  از من گذاشته است !

رضا حاتمی

 عصر۱/۶/۸۸

شعری کردی از یک شاعر سرپلذهابی (منوچهر کمری) که من با تغییراتی کلی به فارسی نوشتم 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:44  توسط رضا حاتمی | 

پیر شدن را در خود حس میکنم

نمیدانم چیست حس عجیبی می آید

فکر کنم .............اما نمیدانم

راهها رفته ام برای فرار از این حس

اما این حس بد جور خواهان من است

درونم خلاف آن چیزی است

که چشمهایم بیانگر آن است

به گوشم آمد که پاییز است

روزهای برگ ریزی درخت

و خش خش خرد شدن برگها

من هم همانند برگها  دارم از  روزگار جدا میشوم...

حالا فهمیدم که چرا علی الفتی گفت :

روزگار غم انگیزی است

ما شاعران بیشترین اندوه را لمس می کنیم

رضا حاتمی                 12/3/88

1     بامداد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 20:5  توسط رضا حاتمی | 

بهار

تنفس همه ی روزهای سال

 ...

مانند مورچه همه را در سینه

 برای زمستان  سال

 حبس میکنم !

 و هر تنفس برای من

نشانه جوانی است

 بهار همیشه فصل تنفس بوده

فصل زندگی

و بهار نشانه جوانی

نشانه دوری از شهر

و به سر سبزی زمین نگریستن

                رضا حاتمی 1/1/88

  آخراین هفته پنجشنبه ۲۴/۲/۸۸تولدی است دراین شهر،شاید مال من !!!!

                                                                          ولی مال من

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:18  توسط رضا حاتمی | 

کامپیوتر را روشن میکنم

آن صفحه دسکتاپ همیشگی

عکس یادگاری که تو را نشان میدهد

یاهو مسینجر را باز میکنم

کار همیشگی ام است

اما همچنان نام تو خاموش است

نام های مشابه نام تو را وارد میکنم

که شاید اشتباه کرده ام

ولی نام درست است و همچنان نام تو خاموش

رضا حاتمی          اسفند ۸۷

نوروز از جمشید مانده به یادگار / پاسش بدارید از گزند روزگار

نوروز پیروز

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 15:15  توسط رضا حاتمی | 

                             هوا چه سرد است

باران می بارد

در تمام شهر

بر تمامی مردم

در میان کوچه

بر دامنه کوه پــــاتیر

بر روخانه الوند

باران می بارد

 

رضا حاتمی                ۸/۱۲/۸۷                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 23:20  توسط رضا حاتمی | 

گاهي كه دلم ميگيرد

از خانه آن طرف تر

بعداز پل قدیمی شهر

به آنجا می رسم

! به میراحمد

آنجاهمه سکوت در خود دارند

کسی به فکر روزگار نیست

پنجشنبه ها که به آنجا  می روم

از دلتنگی

سنگ هم گریه اش میگیرد

رضا حاتمی                                         با تشویق دوست ارجمند علی الفتی

میر احمد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 23:34  توسط رضا حاتمی | 
 

(به سامان اساسه)

زندگی زبیا
یک تکرار نا موزون برگ برگ تقویم
هفت روز هفته را
جدل می کنم با
دلهره و استرس
و سر خود را گرم می کنم با
چند تکه کاغذ و کتاب و روزنامه
راستی
اکنون چند هزار دقیقه گذشته ست
خوب می دانم
بگذار آسوده تر بگویم

امروز دوباره ۲۴ ژانویه س

و من همچنان در استرس 

رضا حاتمی

 

 

رضا حاتمی :

 به دلیل باز نشدن نظرات مجبور شدم  پست را با پست پایینی جا به جا کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 20:58  توسط رضا حاتمی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام من رضا حاتمي هستم که تک تک این جملات که میخوانید همه ش تعبیر زندگانی منه تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.
دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند.
خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ...
اما ...حالا به «خوب» و «بد» شک کرده ام. به تمام علامتها و نشانه ها مشکوک شده ام. به خير و شر بودنشان. به همه راهها و مسيرهاي رفته و نرفته. به همه تجربه ها و پندهايي که براي ياد گرفتنشان عمري گذشت.
پشيمان نيستم. فقط کاش ميفهميدم.
اگر ميفهميدم، چيزي که به نظر ما خير و برکت و سلامته، همون چيزيست که براي خدا و سرنوشت اين دنيا خير و درسته... اونوقت اينهمه روزها حرام نميشدند.
تورا به خدا براي خودمان دعا کن که خواسته هاي «خير» ما همان خواسته هاي «خيري» باشد که روح جهان خواسته.
اعتراف ميکنم ...
با اينهمه حرفهاي نگفته، دروغ گفتم که حرفي ندارم. راستش رو بخواهي طاقت اينهمه سوال رو يکجا نداشتم. جوابهاي شروري که هرکدومشون ميتونست جرقه اي براي درست شدن يک شعله جديد باشند.
باور ميکني يا نه ... هنوز «درست» رو ياد نگرفته ام. درس سختي که هر روز و شب تمرينش ميکنم و ميخوانمش و ميبينمش و هميشه هم مردود ميشوم.
براي اينکه روزگار رو بي دردسرتر بگذرانيم، تو نپرس. چقدر به ما خوش ميگذشت فقط اگر نميپرسيدي.
به هرحال... ميگذرونيم... يعني درستش اين ميشه : بايد بگذرونيم. خدانگهدار دوران خوش زندگي !
(رضا حاتمی)




در بيابان ايستادن و فرياد زدن و جوابي نشنيدن و به اين كار ادامه دادن،‌ قدرت و ايماني خلل‌ناپذير و مافوق بشري مي‌خواهد.



هیچکس تنهایی ام را حس نکرد...

لحظه ویرانیم را حس نکرد..

در تمام لحظه هایم هیچکس

وسعت حیرانیم را حس نکرد ...

آن که سامان غزلهایم از اوست

بی سروسامانیم را حس نکرد

نوشته های من
به روایتی دیگر نوشته رضا حاتمی(درج در هفته نامه نوای وقت)
به روایتی دیگر نوشته رضا حاتمی(درج در کرمانشاه بلاگ)
به روایتی دیگر نوشته رضا حاتمی(درج در نشریه الکترونیکی سرپلذهاب)
کدهای خفن جاوا اسکریپت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
شعرها و نوشته های خودم
شعرهای خودم
نوشته ها
پیوندها
علی الفتی
سید جبار عزیزی
اکبر قنبرویسی
کوروش همه خانی
کامران اختیاری
سید اشکان خطیبی
احمد عزیزی
فرياد بي صدا
::.بهناز.::
ميلاد ترابی
دوست دوران کودکی ام هیوا
امین شیرزادی
سامان اساسه
مصطفا فخرایی
پاتیر (اشنایی با سرپلذهاب)
سایه (مثل هیچکس)
حامد شبابی
سردم است !
علی مهدوی
نشریه الکترونیکی سرپلذهاب
دانلود جدیدترین ترانه ها
عکس و عکاس
ارمیا نظری
آزاده مهدوی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM